تبلیغات
my diabolik lovers story - قسمت پنجم سرنوشت تاریک(Dark fate)

my diabolik lovers story - قسمت پنجم سرنوشت تاریک(Dark fate)

قسمت پنجم سرنوشت تاریک(Dark fate)
قسمت,پنجم,سرنوشت,تاریک,Dark,fate,

جستجوگر سایت

قسمت پنجم سرنوشت تاریک(Dark fate)

سلام  به همگی 
خوش میگذره بهتون؟
مدرسه ها تعطیل شده راحت شدیم
عیدتون مبارک
امسال که سال خوبی برای من نبود
امیدوارم واسه شما خوب بوده باشه
دعا میکنم سال جدید واسه من و شما خوب بشه
قسمت پنج رو برای عید گذاشتم
امیدوارم خوشتون بیاد
راستی بنر خوشگله؟
خودم خیلی دوسش دارم.
هلن چان ساختتش


رفتم پیش ریما.
نانامی_سلام 
ریما_سلام.دخترا این همون دختریه که بهتون گفتم نانامی. 
دختری که موهای مشکی پر کلاغی و چشم قرمز داشت اومد جلو.
؟؟؟_سلام نانامی سان من کاترین سالواتور هستم. خوشبختم.
لبخندی زد.
ریما _کاترین چان قرار بود من معرفیتون کنم.
به دختری که موهای مشکی چشمای قرمز داشت اشاره کرد.
ریما_اون دیاناست.دیانا دالارس.
نانامی_دیانا و کاترین خواهرن؟
کاترین و دیانا_نه.
ریما_اونا فقط شبیه همن.
به دختری که چشمای نارنجی و موهای بلوند داشت اشاره کرد.
ریما_اونم شینوا چانه.میازاکی شینوا.
یه دختر با موهای طلایی و چشم های آبی نفس نفس زنان اومد پیشمون.
؟؟؟_دیر کردم؟
ریما_به موقع رسیدی فورا چان.نامی چان ایشونم فورا تامیلسون هستن.
نانامی_میننا(بچه ها )خوشبختم.
همه دخترا_همچنین.
زنگ خورد.
نانامی_خب دیگه من باید برم از آشناییتون خیلی خوشبخت شدم دخترا.زنگ تفریح میبینمتون.
دخترا_خدافظ.
دویدم که برسم به کلاس که خوردم به یه و نفر و افتادم روی زمین.
لایتو_نامی چان.میدونستی وقتی عصبانی میشی خیلی خوشکل میشی؟
دستشو طرفم دراز کرد همه داشتن چپ چپ نگامون میکردن.دستشو زدم کنار و بلند شدم.دامن یونیفرممو تکوندم.اخمی بهش کردم و رفتم توی کلاس.ربع ساعت از وقتی سنسه اومده بود توی کلاس میگذشت که یه نفر در زد.
سنسه_بفرمایید.
یه دختر اومد توی کلاس.موهاش مشکی بود و پایین موهاش صورتی بود.چشماشم سبز بود.
سنسه_الینا چان دیر رسیدی.
الینا_گومنسای سنسه(ببخشید سنسه )
سنسه_ساکت بچه ها.الینا دانش آموز انتقالیه همکلاسی جدیدتون.الینا کالن.
الینا_خوشبختم.
لباسای مدرسشو مدل عجیبی پوشیده بود.آستینای کت یونیفرمشو نپوشیده بود و پاپیون لباسشو نبسته بود.دامنشم خیلی کوتاه بود و جوراب شلواری با طرح شیطونک های کوچولو کوچولو پوشیده بود.
سنسه_میتونی روی اون صندلی خالی بشینی الینا چان.
اومد و کنارم روی اون صندلی خالی نشست نگاهش کردم که چشمم به لایتو افتاد.با اخم نگاهش میکرد انگار میشناستش. الینادید دارم نگاهش میکنم لبخندی به من زد.زنگ خورد اومد پیشم.تعجب کردم.
الینا_نانامی چان میشه زنگ که خورد بیای حیاط پشتی؟کارت دارم.
نانامی_من...
تا اومدم حرف بزنم غیبش زد.
لایتو _نامی چان نمیری اونجا فهمیدی؟
به لایتو نگاه کردم.
نانامی_چرا؟
لایتو_خطرناکه.تو نمیدونی اون کیه.
نانامی_کیه؟
رفت بیرون.وقتی از کلاس رفتم بیرون نبودش.
کاترین_نانامی سان بچه ها توی ناهار خوری منتظرن.
غذا گرفتم و کنار دخترا نشستم.نگاه های کسی رو روی خودم احساس کردم برگشتم و آیاتو رو دیدم.بهم زل زده بود.
ریما_نامی چان از افق بیا بیرون.
کاترین_نانامی سان میشه می چان صدات کنم؟
نانامی_حتما چرا که نه.
فورا_راستی درباره ی قتل های زنجیره ای شنیدین؟
نانامی_قتل؟
شینوا_م...منم دربارشون شنیدم.میگن همه ی جسدها یونیفرم این مدرسه تنشون بوده.
دیانا_همشونم به سه شکل میمیرن.
کاترین_یا خفه میشن یا با ضربات یه شی نوک تیز مثل داس میمیرن یا اینکه در حالی که تمام خونشون رو از دست دادن مردن.بعضیاشونم هیچوقت پیدا نشدن.
تمام خونشون؟مامان و بابام هم....امکان نداره.نه....این....
ریما_دختراااا نترسونینش.نامی چان مطمئنم اتفاقی واست نمیفته.تو با ساکا......
دستمو گذاشتم روی دهنش و خنده ی معنی داری کردم.اونم حرفشو ادامه نداد.
کاترین_می چان.اون پسره مو سفیده یه جوری نگامون میکنه.
برگشتم دیدم سوبارو زل زده به کاترین.تا دید نگاهش میکنم صورتشو برگردوند.
فورا_دختراااااا.
ریما_بلههههههههه.
فورا_بیشتر جسدها توی جنگل کنار مدرسه پیدا شدن.بیاین بریم اونجا بگردیم شاید یکی دیگه پیدا کردیم.چند وقته زندگیم هیجان نداشته خسته شدم.
دیانا_دیوونه شدی.خودمونم به دست اون قاتل کشته میشیم باکا(احمق)
کاترین_ولی اگه هممون باشیم فکر نمیکنم....
شینوا_ولی جنگل پشت مدرسه خیلی پیچ در پیچه ممکنه گم بشیم.
پشت مدرسه؟اونطور که یادمه الینا...و لایتو هم به من گفت خطرناکه.یعنی اون پشت همه
ایناست؟ولی اون فقط یه روزه که اومده به این مدرسه...بهتره تنها نرم.
ریما_بیخیال بچه ها علامت میزاریم شما از این همه یکنواختی خسته نشدین؟یکم هیجان میخوام.من هستم.
کاترین_منم همینطور.
فورا_دیانا،نانامی،شینوا شماها چی زود باشین وقتی با هم باشیم اتفاقی نمیفته.
نانامی_باشه منم هستم.
شاید اگه از ریجی بپرسم بزاره برم.
دیانا_من نمیتونم.باید مراقب خواهر کوچیکه ام باشم.
شینوا_منم نمیتونم ببخشید.
فورا_اشکالی نداره.خب پس دخترا فردا بعد از مدرسه پشت مدرسه جمع بشین.
نانامی_ام....م...
شینوا_فورا باید از انبار برگه میاوردیم.سنسه خفمون میکنه.
اینو که گفت یاد اوندفعه که لایتو منو اونجا گیر انداخت افتادم.
فورا_وای راست میگی زود باش زود باش.
دوتاشون با عجله رفتن.
نانامی_یه نفر ازم خواسته برم پشت مدرسه میشه یکیتون باهام بیاین؟
هر سه همزمان_چیییی؟کییییی؟
نانامی_انتقالی توی کلاسمون.
ریما_نامی چان خطرناکه این کارو نکن.
کاترین_شاید قصد بدی نداشته.من باهات میام.
ریما_خیلی دوست داشتم باهات بیام ولی بعد از مدرسه کار دارم.
دیانا_منم خواهرم....
نانامی_اشکالی نداره.ممنون از همتون.خدافظ.
داشتم از در میرفتم بیرون که آیاتو جلوم سبز شد.
آیاتو_بعد از مدرسه کجا میخوای بری؟و چرا فکر کردی سرورت اجازه میده.
نانامی_به تو ربطی نداره.بعدشم تو سرورم نیستی و به اجازه تو هم نیازی ندارم.
آیاتو_میبینیم بره کوچولو.
سریع به سمت کلاسم رفتم و ازش دور شدم.......

خب این قسمتم تموم شد.
قسمت بعدو سعی میکنم زود زود بزارم.

موضوعات: رمانم ،
[ یکشنبه 29 اسفند 1395 ] [ 04:25 ب.ظ ] [ نانامی چان ] [ عیدتون مبارککککک () ]

نظرات این مطلب

چهارشنبه 18 مرداد 1396 05:41 ب.ظ
Hello There. I found your blog using msn. This is a very well written article.
I will be sure to bookmark it and come back to read more of your useful information. Thanks for the post.
I will definitely return.
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:42 ق.ظ
I got this web page from my buddy who told me regarding this web site
and at the moment this time I am visiting this web site and reading very
informative articles or reviews at this time.
دوشنبه 28 فروردین 1396 07:46 ق.ظ
Wow! This blog looks exactly like my old one! It's on a totally different subject but it has pretty much the same layout and design.
Wonderful choice of colors!
یکشنبه 27 فروردین 1396 11:03 ب.ظ
Thanks for every other magnificent post. Where else could anybody get that kind of information in such a perfect way of writing?
I've a presentation next week, and I am on the search for such information.
یکشنبه 20 فروردین 1396 11:01 ق.ظ
It's very effortless to find out any matter on web as compared to textbooks, as I found this post at this site.
شنبه 19 فروردین 1396 12:31 ب.ظ
When some one searches for his essential thing, thus he/she
wishes to be available that in detail, thus that thing is maintained over here.
چهارشنبه 16 فروردین 1396 07:25 ب.ظ
باورت نمیشه ولی فكر كردم الینا همون دیمونه
بعدش فهمیدم كه نه اشتباه كردم
عالی بوووود
پاسخ : نانامی چان
مرسییییی
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
پاسخ : نانامی چان
اولین بار بود دختر رویاهاشو دیده بود بچم
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
یکشنبه 6 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
هورااااااااااااااااااا عالی بود
سوبارو چجوری نگامون میکرد؟

دوست دارم بدونم بعدش چی میشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آخرین مطالب

نمایش نظرات 1 تا 30